مقالات

هنر هشتم، هنرکامل

جایگاه بازی های رایانه ای در هنر معاصر

خلاقیت و فعالیت احساسی و عاطفی انسان که غریضی نبوده و در راستای بقا و تولید مثل نباشد را هنر مینامند.

تعریف کاملی نیست ولی جالب است!

با تعریف فوق در میابیم که غیر از تنازع برای بقا و تولید مثل و در  کل غیر از فعالیت های غریزی که گویی از ابتدا انسان برای آن برنامه ریزی شده است، دسته بندی دیگری  از افعال انسانی وجود دارد که به واسطه خلاقیت در ذات آن و همچنین وجود احساسات و عواطف انسانی ماهیتی برجسته تر نسبت به سایر افعال و اعمال انسانی دارد. این برجستگی از آن لحاظ میباشد که این کارها میتوانند مبین رابطه خالق و مخلوق باشد یا به تعریف دیگر انعکاس قدرت خالق در مخلوق است.

از این رو قسمت اعظم این فعالیت ها در حوزه اختیار انسان بوده ولی در واقع از خالق او سرچشمه گرفته است،که ما به این اعمال هنر میگوییم.

همانطور که میدانید دسته بندی هنر مجموعه ای هفت قسمتی را شامل میشود با این ترتیب:

  1. معماری 2. هنرهای دستی 3. هنرهای ترسیمی 4. ادبیات 5. موسیقی 6. رقص و حرکات موزون 7. سینما.

که البته در مورد حضور سینما در این دسته بندی اجماع نظر وجود ندارد.

حالا بیایید کمی جامع تر نگاه کنیم. تا چندی قبل  و قبل از ظهور بازی های رایانه ای خصوصا بازی های رایانه ای آنلاین و در سیطره هنرهای هفتگانه ما شاهد یک الگوریتم بودیم به این صورت ابتدا هنرمند باید اثر هنری را خلق کند که کار قطعا با تزریق عقاید، علایق و عواطف هنرمند در روح و ذات اثر خلق شده انجام میگیرد. سپس از اینجا به بعد اثر هنریست که به عنوان طلایه دار اغراض و اهداف هنرمند در مقابل احساس مخاطب قرار میگیرد و رسالت خود را ایفا میکند.

پس لاجرم مخاطب اثر هنری  فقط دریافت کننده این هنر است یعنی مخاطب فقط یک مخاطب است بدون هیچگونه دخل و تصرف در اثر هنری . در واقع فقط میتواند برداشت شخصی خود را تغییر دهد نه کلیات و جزییات اثر را.

شاید این دیدگاه منتقدان سر سختی داشته باشد که توسط مثال های نقض سعی در محکوم کردن این فرضیه دارند ولی باید خاطر نشان کرد در کلیات، آحاد  جامعه مد نظر است نه طیف محدودی که میتوانند با اتکا بر قدرت خلاقیت خود رابطه مخاطب و هنرمند را دو طرفه میکنند و علاوه بر اینکه هنر بر مخاطب اثر میگذارد، مخاطب نیز بر هنر و هنرمند اثر بگذارد.

اگر از این استثنا ها بگذریم خواهیم دریافت که تا قبل از ظهور بازی های رایانه ای هنر صرفا یک شاهراه وسیع ولی یکطرفه بود و در بالاترین حالت فقط تاثیر گذار برای مخاطب دریغ از آنکه مخاطب ذائقه خود را به هنر تحمیل کند.

دقت داشته باشیم که در مبحث جاری ما از تاثیر مخاطب بر هنر سخن می گوییم نه از تاثیر هنرمند بر هنر از این رو تا قبل از پیدایش بازی های رایانه ای شاهراه هنر یکطرفه بود.

با ظهور هنر هفتم یعنی سینما شاید این گمان پیش بیاید که بالاخره نقطه تلاقی هنر و مخاطب به وجود آمده است، درست است که با ظهور سینما ابعاد جدیدی از تاثیر هنر در زوایای مختلف زندگی افراد شکل گرفته است ولی باید در نظر داشت سینما نیز حاصل تراوش و خلاقیت ذهنی یک هنرمند است که به مخاطب القا می شود و همانند گونه های دیگر هنری دست مخاطب از دخل و تصرف در اثر هنری کوتاه است. و در بالاترین جایگاه تاثیر گذاری باعث همزاد پنداری و همذات پنداری در مخاطب و الهام بخشی میگردد. و در مراتب پایین تر هنر سینما صرفا جهت سرگرمی بوده و در واقع میتوان به آن صنعت سینما در قبای هنر گفت.

تا اینجا به این جمع بندی میرسیم که هنرمند، هنر و مخاطب در طول یکدیگر قرار دارند و سلسه مراتب باید رعایت شود تا انتقال از هنرمند به مخاطب صورت گیرد.

حالا میرسیم به ظهور و پدیده بازی های رایانه ای، خصوصا بازی های رایانه ای آنلاین که این مناسبات را بر هم میزند.

در نگاه اولیه و کلی هنر بازی های رایانه ای نیز مشمول قوانین هنر میباشد یعنی دستپخت یک گروه که در قالب یک بازی به مخاطب خورانده میشود ولی این اصل ماجرا نیست…

شاید به نظر برسد درخشش بازی های رایانه ای به واسطه تجلی تمام هنرهای هفتگانه ی پیش از خود به صورت کلی در یک قاب باشد یعنی از معماری بازی گرفته تا موسیقی و هنرهای تجسمی و ادبیات و سایر موارد که همگی یکجا در کنار هم. البته این نظریه را به سینما هم میتوان نسبت داد، پس اعجاز بازی های رایانه ای دلیل معتبر تری را برای برجستگی خود نسبت به سایر هنرها طلب میکند. آن دلیل چیزی نیست غیر از وجود اختیار توسط مخاطب در مواجه با بازی های رایانه ای و بدین ترتیب جبر مطلق و یکطرفه ای که هزاران سال از طرف هنر به مخاطب تحمیل میشد دیگر از بین رفت، بدان معنی که مخاطب نیز در اثر هنری دخیل است، قدرت تصمیم گیری دارد و میتواند انتخاب کند و به طبع آن او جزئی از اثر هنری میشود نه فقط یک بیننده و مخاطب.

قضیه بسیار ساده است، در تمام بازی های رایانه ای و بازی های رایانه ای آنلاین چیزی به نام کنترل وجود دارد یعنی باید فرایندی را کنترل کنید همین کنترل کردن  به معنای واقعی اختیار است.

این کنترل کردن و اختیار ممیز اصلی هنر بازی های رایانه ای با دیگر تقسیمات هنری میباشد.

در بازی های رایانه ای صرفا رابطه خالق و مخلوق نیست یعنی یک نفر اثر را خلق نکرده و ارائه کند و دیگران فقط ناظر آن باشند بلکه هنرمند اثر را خلق میکند و پس از ارائه به مخاطب همچنان ابتکار و خلاقیت در آن زایش و استمرار می یابد یعنی اثر هنری از خالقی به خالق دیگر انتقال میابد. شگفت انگیز است که بالاخره انسان توانست بدون اقتباس و کپی برداری  و بدون الهام گیری خود مستقیما در اثر هنری ورود کند به نحوی که هم خود از هنر تاثیر می گیرد و هم روی همان هنر تاثیر میگذارد! هرچند این تاثیر کم باشد و در حد فشار دادن یک دکمه .

آری این است معجزه بازی های رایانه ای. شاید با این تفاسیر بتوان آنرا هنر هشتم نامید ولی از دیدگاه ما اینکار بی انصافی است و نمیتواند نام گذاری صحیحی برای هنر بازی های رایانه ای باشد زیرا نقطه عطف بوجود آمده بین انسان و هنر  بواسطه بازی های رایانه ای فراتر از تعاریف و دسته بندی های رایج هنری است و با توجه به ماهیت آن که شامل اختیار است نام گذاری دیگری را میطلبد.

پس ما ترجیح میدهیم که هنر بازی های رایانه ای را هنر هشتم هنر کامل  بنامیم.

برچسب ها

نوشته های مشابه

یک نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × 3 =

بستن
بستن